تبليغاتX

به توالت که نه به وبلاگم خوش اومدی!

یکشنبه بیست و یکم مهر 1387

توجه:اين مقاله صرفاً يک مقاله آموزشي است و هدف آن به هيچ وجه خنداندن شما نمي باشد!!!در ضمن در اين مقاله سعي شده است که به همه اقوام و قبائل توجه شود و همه را به زير سوال ببريم اگر احياناً قشر خاصي فراموش شده است پوزش مي طلبيم.

سلام .از اونجايي که تازگيا هر کس با مامانش دعوا مي کنه سريع ميره سر خيابون واي ميسه و به خواهر و مادر شرعي ما  تيکه ميندازه  من امروز تصميم گرفتم يک ميل بزنم در مورد چگونگي مخ زدن دختران مسلمان و غير مسلمان ايراني بدون اينکه اين وسط حقي خورده بشه و يا شيشه اي شکسته بشه و ...

اولين قدم جهت مخ زدن يک همشيره انتخاب سوژه ميباشد.يعني بايد بفهمي کدوم دختر پا ميده و کدوم پا نميده ! که تشخيص اين امر خيلي ساده است. فقط نيازمند کمي وقت و بيکاري است.يعني شما ميريد سر خيابون وايميسيد و به دقت خواهران شرعي خودتون رو زير نظر ميگيريد و اونايي که رفتارشون به شرح زير مي باشد بلا نسبت مثل سگ پا ميدن!!!

1-اونايي که تا يه پسر مي بينن  سريع مثل مگس زل ميزنن تو چشماي طرف!

2-اونايي که دبيرستاني هستند و در مقطع اول و دوم دبيرستان درس مي خونند!

3-اونايي  که خيلي تابلو رفتار مي کنن و سرشون با گوششون بازي ميکنه!

4-اونايي که تو خيابون حتي با ديدن ويترين بقالي وايميسن و پفک و چيپس ها رو ديد مي زنن!

5- اونايي که خيلي زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپي ليدي مصرف نمي کنن!

بتون قول ميدم که اينگونه دختر ها حتي اگر يه تيکه جواتي هم بشون بندازين سريع پا ميدن و ميان آويزون شما ميشن!

اما از اونجايي که ميدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتي اگر قيافه اونها يه چيزي تو مايه هاي دمت گرم باشه – و به دنبال دختراي فشن و با کلاس هستند , پس من سر همين موضوع تمرکز مي کنم و  بتون ميگم که چيکار کنيد اما ابتدا به شيوه تبليغ هاي تلويزيوني با چند تا سوال شروع ميکنم:

 

آيا شما تازه به شهر آمده ايد ؟

آيا شما جوات هستيد؟

آيا شما قيافه اي فاجعه آميز داريد؟

آيا صورت شما طي عمليات شهادت طلبانه اي در جنگ جهاني دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(يه چيزي تو مايه هاي همون فاجعه آميز)

آيا شما لهجه داريد؟

آيا شما به دنبال يک دختر کلاس بالا مي گرديد؟

آيا شما دنبال دختري با شلوار برمودا هستيد؟

و بالاخره آيا شما به دنبال زيدي هستيد که زمين تا آسمان از نظر تيپ و مايه و قيافه با توي در به در تفاوت داشته باشد؟

اگر جواب همه سوال هاي بالا بلي يا آره يا Yes   هستند  لازم است به شما بگويم که هرگز نگران نباشيد .چون ما در گروه مارشال مدرن اين نياز شما را کاملاً برطرف ميکنيم!

شما با داشتن تنها چند بليط اتوبوس مي توانيد به خواسته خود برسيد!بله درست حدس زديد! کافيه چند تا بليط اتوبوس داشته باشيد تا از سل سبيل و يا نظام آباد خودتون را به جردن-فرشته-فرمانيه-تجريش-ونک و ... برسانيد و بقيه اش با من!

قبل از اينکه چگونگي مخ زدن رو بتون ياد بدم ابتدا آماري از پا دادن دختراي بالا شهر بگم:

1-دختراي که پاتوقشون مير داماد- جردن و فرشته مي باشد فقط به ماشين دار ها پا ميدن و اگر شما ماشين نداريد يا ماشينتون کمتر از15  ميليون هست نيازي نيست وقتتون رو تلف کنيد و به چنين مکان هايي بريد و بهتره که به همون آريا شهر و جنت آباد بسنده کنيد!

2-دخترايي که پاتوقشون تجريش – فرمانيه- نياوران و اون بالا ما لا ها(به غير از قيطريه) مي باشد حتي با ماشين  15  ميليوني هم نميشه مخشون رو زد  چون اين دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بي صاحاب در چنين مکان هايي پيدا نميشه!

تبصره: دختراي قيطريه همشون شبا توي چت روم ها پلاس هستند پس بدون دردسر ميتونيد تورشون کنيد!

3-دخترايي که پاتوقشون شهرک غرب هست خودشون ماشين دارند و بنا براين مخشون زدني نيست (نکته:90  درصد دختر ها اصولاً به اين دليل پا ميدن که يه احمقي بياد با ماشن ببردشون کافي شاپ و پاساژ الهيه و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشين داشته باشه ديگه عمراً پا بده مگر در مواردي خاص!)

4-دختراي پاسداران و گيشا حتي به راننده تاکس هم پا ميدن پس اين دو نقطه بهترين مکان براي تور کردن داف مي باشد!

5-دختراي آريا شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور ميکنن!

6- دختراي جنت آباد هم که ديگه نيازي به توضيح من نيست!!!!

7-از آريا شهر به پايين هم دخترا دو دسته ميشن:دسته اول اونايي که که در بالا  5  تا از ويژگي هاشون رو گفتم و اين دسته حتي با جدول کنار خيابون هم طرح دوستي ميريزند و دسته دوم که به دليل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسي طرفشون نميره....

اما نحوه مخ زدن:

الف: مخ زدن دختراي بالا شهري:

وسايل مورد نياز:يک جفت صندل سفيدDarki  –شلوار مدل بوسيني ,Buddyو يا هر شلواري که بشه دمپاش رو بالا زد-يک تيشرت خط دار حلقه اي (ترجيحاً آبي کمرنگ يا مشکي)- ترجيحاً موي بلند – ريش عجيب و غريب- چشماي هيز و کشيده –ماشين بالاي  15  ميليون و همچنين مقداري زبان به اندازه کافي! (يه چيزي تو مايه هاي خودم!)

روش مخ زدن: ديگه مخ زدن با گفتن واژه هايي مثل:خانوم ببخشيد ساعت چنده؟ - ميشه وقتتون رو بگيرم؟ - جيگرتو بخورم و ... کاربردي نداره  بايد و بايد به جاش کار هاي زير رو انجام بديد:

1-   به بالاي شهر رفته و جولوي يکي از مراکز تجاري مقاديري با ماشين خود به متر کردن خيابون ها مي پردازيد.2-سوژه مورد نظر را شناسايي ميکنيد  3- با ماشين خود جولوي پاي سوژه توقف نموده و از ماشين پياده ميشويد(ضبط ماشين روشن باشد). 4- وقتي از ماشين پياده شديد در ماشين رو باز گذاشته و بدون اينکه حتي نيم نگاهي به سوژه بيندازيد وارد مرکز تجاري ميشويد  .5-سپس از مرکز تجاري خارج ميشويد و به سمت ماشين خود مي آييد .(بتون قول ميدم سوژه همچنان کنار ماشين شما ايستاده است)6-سوار ماشين مي شويد و اصلا به سوژه توجه نميکنيد.7- با ماشين چند متر به جلو ميرويد اما دنده عقب مي کنيد و به سمت سوژه مي آييد و به او مي گوييد:سلام.بيا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشين بريم!

تبريک ميگم شما مخ يه دختر بالا شهري رو زديد!

ب-دختراي وسط شهر :

وسايل مورد نياز:همه چيز هاي بالا به غير از ماشين بالاي  15  ميليوني.(پرايد و  206  براي چنين مواردي مناسبه.مواظب باشيد که ماشينتون  کلاسش از  206  بيشتر نباشه چون دختره در اين مواقع احساس سرخوردگي و تضاد طبقاتي شديد ميکنه و عمراً بتون پا بده!)

روش مخ زدن:1-با ماشين خيلي آروم در کنار خيابون حرکت ميکنيد و هر دختري که ديديد جولوش ترمز ميکنيد و بش ميگيد : سلام. سوار شو بريم با هم يه دور بزنيم)اتول ميزنيد)

تبصره:87  درصد دختر ها در اين هنگام سوار ماشين نميشن اما شما نا اميد نشيد و بازم به طرف گير بديد و بتون اطمينان ميدم که طرف در بار سوم سوار ماشين ميشه.

ج.دختراي پايين شهر:

وسايل مورد نياز:چيز خاصي مورد نياز نيست فقط کافيه مقداري روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجيحاً صورتتون پر از جاي چاقو باشه.چون دختراي اين قسمت شهر به کسي پا ميدن که يه نمه تو مايه هاي فردين باشه!

روش مخ زدن:پس از اطمينان از اينکه سوژه مورد نظر برادر يا پسر خاله يا پسر عمو و اينا نداره ميريد به سمتش و بش ميگيد:آبجي يه غلام لوتي نمي خواي؟!

تبريک ميگم شما تونستي يه زيد واسه خودتون رديف کنيد!از همين الان دارم هفته بعد رو مجسم ميکنم که يه پيکان جوانان گوجه اي زير پا و زيد بغل و جاده شمال!!!

در ضمن خانوماي عزيز که بشون بر ميخوره لطف کنن اول برن با بي اف هاشون به هم بزنن بعد بيان اينجا به من فحش بدن که شخصيت دختر ها رو زير سوال بردم!

نوشته شده توسط مارتل گریان در 14:46 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
جی.کی.رولینگ از مرگ هری پاتر می گوید

 

ملیسا آنلی (مدیر TLC) بخش دیگری از مصاحبه ی خودش را با جی.کی.رولینگ عزیز منتشر کرده است که در آن در مورد تقدیر هری پاتر در یادگاران مرگ با هم صحبت کرده اند.

این مصاحبه ها برای کتاب “تاریخچه هری پاتر” است که پیش از این به اشتباه به شما گفتیم از جی.کی.رولینگ است. این کتاب در اصل متعلق به ملیسا است و حول محور هری پاتر، طرفداران و اتفاقات دنیای وب آن است.

صحبت های رولینگ را در ادامه خبر مطالعه کنید…

“از جهات مختلف، برای پایان داستان، میشد مرگ هری رو برنامه ریزی کرد. که مطمئنا تمام زوایای مختلف اون رو میدونستم. پیام اصلی کتاب ها، قدرت بیش از اندازه ی عشق در این جهان بود. طرح من از هری یک سرباز کهنه کار جنگ بود که با اتفاقات وحشتناکی روبرو شده و حالا میخواد به خونه برگرده و همه چیز رو از اول بسازه و زندگی معمولی داشته باشه و مراقب خانواده اش باشه، یک پدر باشه - مخصوصا یک پدر باشه - اون وظیفه ی سختی رو به عهده داشته و دوران مشکلی رو گذرونده. احساس کردم به کاراکترم خیانت کرده ام اگر هر کاری بکنم به جز اینکه بهش نشون بدم داره وظیفه ش رو انجام میده. و فکر کردم که این قطعا کار قهرمانانه ای است که که بعد از جنگ به خونه اش برگرده، نه اینکه تبدیل به یه سرباز مزدور بشه، نه اینکه برای ابد در هیجان و خطر بخواد زندگی کنه، ولی از لحاظ روحی بسیار قوی شده، از لحاظ فیزیکی به اندازه کافی قوی شده، با برگشتن از جنگ و پرورش نسلی جدیدی با ارزش هایی که امید دارید به جنگ دیگری ختم نشه. واقعا کار بزرگی هست.

خب البته می تونید بگید این اتفاقات با جریان همیشگی زندگی در تضاد هست. اما چیزی که بیشتر از همه اهمیت داره و ممکنه کمتر از بقیه چیزها بهش توجه بشه، این هست که خدا میدونه بدون وجود این جور آدم ها که خودشون رو برای برگشتن به خونه و رسیدگی به خانواده و بازسازی یا کمک به بازسازی خانواده آماده کرده اند، بازسازی بسیار سخت تر از تخریب خواهد بود. بنابراین احساس کردم کشتن هری پاتر فرار از مشکل و عمل غیر اخلاقی هست. من خواستم مردی رو نشون بدم که برگشته و دست های کثیفش رو دراز کرده و سعی میکنه همه چیز رو از نو درست کنه. از این حس خوشم میاد. این روی آدم های خاکستری تاثیر میذاره اما خدا میدونه که اون زمان باید اون کار رو میکردم! (داستان را باید به آن صورت می نوشتم)

توضیح:
همان طور که توجه کردید، متن صحبت های جو کمی پیچیده بود. با توجه به صحبت هایی که ملیسا در ادامه این مصاحبه نوشته، توضیحات زیر در درک گفته های رولینگ، کمک خواهد کرد.

همان طور که یادگاران مرگ را خواندید، هری در فصل 34 در واقع کشته شد. او به مکانی شبیه برزخ وارد شد و با انتخاب شخصی خود تصمیم گرفت که برگردد و کار ولدمورت را تمام کند. منظور رولینگ از واژه های بازسازی، از نو ساختن و برگشتن مرد به خانه (rebuild) همین تصمیم هری به بازگشت است. او بعد از کشته شدن خود، از نوجوانی به مَرد بودن رسید. پر از اعتماد به نفس، خستگی ناپذیر با عظمی راسخ. حالا تمام شک و تردید هایش از بین رفته است (بعد از دیدن خاطرات اسنیپ و سپری کردن راه جنگل تا رسیدن به ولدمورت، ذهن هری را پر از شک و افسوس دیدیم)، تمام ترس و وحشتش از بین رفته. او قبل از کشته شدنش هیچ کدام از این احساسات را نداشت.

رولینگ گفت اگر او را می کشت، فرار از مشکل می شد (cop-out). منظور این است که اگر هری کشته می شد پیام اصلی کتاب زیر سوال می رفت. هری او را شکست داد، زنده ماند و اوضاع را تغییر داد. به وزارت خانه برگشت و سیستم آنجا را عوض کرد. به جای اینکه تا ابد لقب پیروز را بر سینه خود بزند، به دنبال اصلاح اوضاع رفت. او یک پدر واقعی شد و با تردیدها، ترس ها و مصائب جدیدی رودررو شد. جو با کشتن هری هیچ کدام از این کارها را نمی توانست پیش ببرد.

ملیسا در ادامه توضیحاتش می گوید اوج شجاعت هری را در همان رویارویی نهایی هری و ولدمورت دید. همان جایی که مثل ببرهای گرسنه دور همدیگر می چرخیدند و هری او را ریدل صدا کرد. ولدمورت در اصل همان جا مُرد.

شما چه فکر می کنید؟

از امید(دیوانه ساز)

نوشته شده توسط مارتل گریان در 16:40 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
تابستون کوتاهه من ریدم به پاییز
خب.فردا آخرین روزه تابستونه.اصلا خوشم نمیاد!
تازه فردا اول مهره و تاتیل(خداییش نیدونم تاتیلو چی جوری مینویسن!)تعطیل؟آهان درست شد.بله میگفتم.

بله مام از این تابستون حال زیادی کردیم مث هر تابستون واز اونجا که به بچه جماعت نباس رو داد ما هم پررو شدیم و نمیخوایم ساعت خواب وکامپیوتر واسکیتو آهنگ و پارک و ولگردی رو با درسو مشق عوض کنیم.از اونجا که خیلی بی چشمو رو هستیم قیافه مون میشه برج میلاد.

معلم های عزیز هم از همون لحظه اول باسن ما رو با سوال:تابستون خوش گذشت؟! میسوزونند به حدی که قصد به خفه نمودن این عزیزان داریم.

این خیلی بی انصافیه.۹ ماه درس و مشق وخرخونی عوضش ۳ ماه تعطیلی؟!نه کدوم آدمی به این میگه تعادل؟ا

از هر چی که به مدرسه مربوط میشه متنفرم.فعلا بای 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 22:27 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
کاریکاتور های روزهای مدرسه
بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور ميشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه...

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

خوب در همچين مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته ميشه و بالاخره اين عقده هايک جايی خودشونو بروز ميدن ديگه...

بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

البته اين اعمال شنيع عواقبی هم در پی دارند...

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است!

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

از اونجا که ما موجود تاديب پذيری بوديم تا چند سالی ادب شديم که از تمامی دست اندر کاران اين امر خطير کمال تشکر را داريم.

اما با ورود به دبيرستان هر چه اين اساتيد محترم رشته بودند پنبه شد و نامه اعمال ما با يک سری موارد رنگين تر شد...

ـ تفريح سالم در کوچکترين فرصت حاصله

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

ـ تفريح با ناظمين زحمتکش مدرسه

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرين محترمی که شانس عبور از زیر پنجره کلاس ما رو داشتند!

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

خوب بعد از اين همه ماجرا آدم بايد يک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه ديگه... نه؟

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

 اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهيداتت با شکست روبرو ميشند و بايد به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگيری تازه است...

 بزرگترين وبلاگ طنز و عكس هاي خنده دار (كليك كنيد)

خلاصه اينکه تاديب و تنبيه و تمهيد روی بعضی از موجودات دو پا اثر نداره. خوب ما هم يکی از اوناييم.

 باشد که به راه راست هدايت شويم

منبع :روی عکس ها هست

نوشته شده توسط مارتل گریان در 23:20 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
خبر مهم: اکران “شاهزاده دورگه” به تابستان سال آینده موکول شد

 

کمپانی وارنر براز رسماً اعلام کرد که تاریخ اکران فیلم هری پاتر و شاهزاده دورگه تا تابستان سال آینده به تعویق افتاد. بر اساس این تصمیم، فیلم ششم هری پاتر به جای نوامبر امسال (آذر ماه) در ۱۷ جولای ۲۰۰۹ (۲۶ تیر ۱۳۸۸) اکران خواهد شد.

صحبت های مدیران وارنر براز و دیوید هیمن، تهیه کننده فیلم در ادامه خبر…

آلن هورن، رئیس و عضو هیئت اجرایی وارنر براز عنوان کرد:
“ما دو دلیل برای جابه جایی شاهزاده دورگه به تابستان داشتیم: می دانستیم که فصل تابستان روزنه ای ایده آل برای جذب کل خانواده به سالن سینماهاست، همان طور که با موفقیت آخرین فیلم هری پاتر ما که دومین فیلم پرفروش بعد از اولین قسمت است، این موضوع ثابت شد. علاوه بر این، ما نیز مانند استودیوهای فیلم سازی دیگر عواقب اعتصاب نویسندگان را احساس می کنیم، که آماده شدن فیلمنامه ی فیلم های دیگر رو تحت تأثیر خود قرار داد - چشم انداز رقابتی سال ۲۰۰۹ را تغییر داد و دریچه فرصت جدیدی به وجود آورد که می خواهیم از آن استفاده لازم را ببریم. ما به توافق رسیدیم که بهترین تدبیر انتقال “شاهزاده دورگه” به ماه جولای است، جایی که می تواند کاملاً جای خالی عمده فیلم های خانواده رو را در میانه تابستان پر کند.”

جف رابینف، رئیس گروه فیلم های سینمایی وارنر براز، اظهار داشت:
“تغییر اکران این فیلم برنامه زمانی تعیین شده برای تولید فیلم های بعدی هری پاتر را تغییر نمی دهد. مراحل پس از تولید فیلم شاهزاده دورگه در زمان تعیین شده کامل شد، و تاریخ اکران دو قسمت هری پاتر و یادگاران مرگ تحت تأثیر این تغییر قرار نخواهند گرفت. ما میدانیم طرفداران هری پاتر مشتاقانه منتظر رونمایی آخرین قسمت های فیلم بر روی پرده سینما هستند. در حقیقت، خبر خوب برای آنها این است که جای خالی بین “شاهزاده دورگه” و اولین قسمت هری پاتر و یادگاران مرگ پر شده است.”

بنابراین، با این تصمیم، فاصله زمانی مابین دو فیلم به کمتر از یک سال و نیم کاهش می یابد. اگر به فاصله زمانی بین اکران فیلم های هری پاتر نگاهی بیاندازیم، متوجه می شویم برای دیدن هری پاتر و شاهزاده دورگه باید کمی کمتر از بقیه فیلم ها منتظر می ماندیم، اما با این تصمیم، فاصله بین اکران فیلم های ۵م و ۶م به دو سال افزایش می یابد. ولی در عوض کمتر از یک سال و نیم بعد از اکران فیلم ششم، اولین قسمت فیلم آخر اکران خواهد شد:

هری پاتر و سنگ جادو
۱۲ ماه
هری پاتر و تالار اسرار
۱۹ ماه
هری پاتر و زندانی آزکابان
۱۷ ماه
هری پاتر و جام آتش
۱۹ ماه
هری پاتر و محفل ققنوس
۱۶ ماه ==> 24 ماه
هری پاتر و شاهزاده دورگه
۲۵ ماه ==> 17 ماه
هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت I
6 ماه
هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت II

دیوید هیمن، تهیه کننده فیلم می گوید:
“وقتی جف رابینف دلیل به تعویق انداختن اکران هری پاتر و شاهزاده دورگه تا جولای ۲۰۰۹ را برایم تشریح کرد، فوراً برایم مشخص شد که او دارد پیشنهادی برای رسیدن به حداکثر تماشاگر ممکن را مطرح می کند. من بی نهایت به این فیلم، به کار دیوید یتس و به کار بازیگران بی نظیرمان افتخار می کنم؛ معتقدم باز هم مجموعه فیلم ها را رشد داده به جلو هل داده ایم. همه ما منتظریم تا آن را با طرفداران هری پاتر در سراسر جهان سهیم شویم، حتی اگر لازم باشد فقط مدت کوتاهی بیشتر منتظر بمانیم.”

خبر دیگر این که وب سایت رسمی هری پاتر با تاریخ های اکران جدید به روز شد.

“هری پاتر و شاهزاده دورگه” ۱۷ جولای ۲۰۰۹ (۲۶ تیر ۱۳۸۸) در فصل تابستان اکران خواهد شد!

عجب!یعنی ما تا سال بعدب باس علاف بمونیم هی مهفلو نیگا کنیم؟

نوشته شده توسط مارتل گریان در 15:38 | | لینک به این مطلب
شنبه نوزدهم مرداد 1387
ضدحال

 وقتی که سایت یا وبلاگی را در ایران فیل‌‌-تر می کنند شاید شاهد

 چنین جملاتی هم باشیم:


مشترک گرامی، بابا فیل.تره، ضایع، تو چرا حالیت نیست.

دستت رو از روی اون F5 صاب‌مرده بردار دیگه !
مشترک گرامی، هوی، تو خجالت نمی‌کشی !
مشترک گرامی، پیشتِ، چخِ !
مشترک گرامیدست نزن جیزه، دِهَه !
مشترک گرامی، به جان مادرم اگه یه بار دیگه از این‌ورا رد شی با دفعهِ قبل می‌شه دوبار !
مشترک گرامی، شرمنده، نداری 10 هزار تومن دستی بدی تا آخر ماه، مخابرات الان چند ماه حقوق‌مون رو نداده، به‌ت پس می‌دم !
مشترک گرامی، فیا-ترشکن خوب سراغ نداری، یه کاری کردیم خودمون توش موندیم !
بازم تویی مشترک گرامی، روتو برم هی !
مشترگ گرامی دیگه‌ای نبود، نفس‌کِش.......

 

 

 

ضد حال های موجود در اینترنت

  

۱- میری تو یه وبلاگی می بینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زادست!!!

۲- یه فایل ZIP دانلود می کنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن

۳- تو جستجوگر عکس گوگل تایپ میکنی کرگدن عکس خودت رو پیدا می کنه !

۴- بعد از کلی کار و خستگی میری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

۵- داری واسه استادت ایمیل ( التماس واسه نمره ) می زنی یهو کارتت تموم میشه

۶- میری تو یه سایتی انقدر دنبال یه لینک می کنی تا آخرش مخت هنگ می کنه

۷- سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل ثبت می کنی وقت جستجو میافته صفحه 400!!!

۸- میری تو کافی نت دانشگاه میبینی فقط سایت LABAIK.COM بازه !!!!

۹- سه ساعت یه فایل و دانلود می کنی ( بدون DAP ) به 99% که میرسی یهو RESET میشی

رو لینک فقط بالای 18 سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ

نوشته شده توسط مارتل گریان در 16:53 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نهم مرداد 1387
جک جک جک
گزيده‌اي از كنسرت يكي از استاتيد بزرگ موسيقي ايران



دغدغه هاي يه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازي نرفتم - ماشين و خونه ندارم - و ...
دغدغه هاي يه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهري سرويس طلا خريده - دختر خاله ام ماشين داره - مامان غذاي خوب نمي پزه -
عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ...
عجب دنياي باحالي


يه جوجه خروس دارم روزي 6تا تخم ميزاره
باور نمي کني
بيا اينم عکسش...
     =/|\=
    (^\/^)
   /{= =}\
   j--!--L
اینا هم تخم هایی که می گذاره
O O 0 O O 0


به قضنفر ميگن 2+2 به توان 2 ضربدر 3 تقسيم بر 4 چند ميشه
قضنفر ميميره !

مي دوني brt مخفف چيه؟
بچسي رسيدي تهرانپارس!


می دونی شکست عشقی یعنی چی؟
یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!


خدایا گشته ام از زندگی سیر / که نرخ کادوی زن شد نفس گیر!
چرا در روز زن پول و زر و سیم / ولی روز پدر شورت و عرق گیر؟!


بار اول که نگاهم کردی فکر کردم عاشقی،... بار دوم فکر کردم دیوانه ای،... بار سوم فکر کردم دوستم داری... اما بعدها فهمیدم آدم ندیده ای!

 

 

به ترکه می گن تولدت مبارک! می گه: خیلی ممنون تولد شما هم مبارک!


حیف نون زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... حیف نون می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه.


ترکه از روی جوی آب می پره، ازش فیلم می گیرن. فیلم رو روی دور آهسته می ذارن، می افته توی جوی! دور تند می ذارن، می خوره به دیوار!


ترکه می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حرکت کن. ترکه می زنه دنده عقب! افسر می پرسه چرا دنده عقب می ری؟ می گه می خوام خیز بگیرم!


تو اردبیل کروات مد شده... تا حالا 50 تا تلفات داده!

2009 Tesla Roadster Convertible Picture

نازه نه؟

نوشته شده توسط مارتل گریان در 16:40 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نهم مرداد 1387
چت
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نيستم؟

دختر: سلام. خواهش می کم


پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
‌: تهران/نازنين/۲۲ دختر‌
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی!شما مجردين؟
 

پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردين؟

دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چیه ؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه ام آی تی امریکا دارم شما چی ؟ دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟ 
پسر: من بچه تجريشم. شما چی؟ 
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟ 
پسر: خيابون دربند. شما چی؟ 
دختر : خيابون دربند؟ کجای خيابون دربند؟ 
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟ 
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟ 
پسر: من؟ حسينی! چطور؟ 
دختر: چی؟وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟ 
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت ميدی؟می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم 
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای 
پسر: باشه عمه ملوک! بای......

دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم

پسر:چه عالی!واقعا از آشناييتون خوشحالم WOW

نوشته شده توسط مارتل گریان در 16:35 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سوم مرداد 1387
یک داستان دیگر
تولد خانوم رولینگ بود و همه کاراکتر های هری پاتر دعوت بودن.بعد ۵۸ بار شنیدن آهنگ تولد زیگ زاگ قرار شد بشینیم بازی کنیم.من گفتم:همگی دور هم بشینین تا یه بطری وسطمون بچرخونیم سرش به طرف هر کس رفت یه سوال از روبه روییش که ته بطری بهشه بپرسه.قبول؟

-باشه

بطری رو چرخوندیم.نوبت دادلی شد.با ترسو لرز از ولدمورت پرسید:ببخشید اقا چرا شما کچلین؟

-چون از رونالدو خوشم میاد.

همه خندیدیم.بعدی جرج بود که از دامبلدور پرسید:شما چن سالتونه؟!

-نمیدونم

-خب یه چیز دیگه بپرس

-باشه.چن سال طول کشید ریشت به این بلندی شه؟

-به اندازه تاریخچه هشت ساله رپ فارس

-ها ها ها!

فایرنز از من پرسید:چی جوری مردی مارتل؟

گریم گرفت.هری دلش واسم سوخت خواست بغلم کنه ازم رد شد.

-خب یه چیز دیگه.تا حالا عاشق شدی؟

-اره

-کی؟

-هی صب کنین نمیشه دو تا سوال پرسید

-راس میگی هرمیون

رومیلدا از هری پرسید:شوکول داری؟

-تو دهنم

-وای!

-ا قرار نشد ماچ مالی کنینا!رومیلدا پاشو بشین.هری تو هم.

-چیه دلم شوکولات میخواست ازش گرفتم.

-این جوری؟

-چقده جینی حسوده!

نیک بی سر از پرسی پرسید:جوک بلدی بگی؟

-فک کنم.یه بار یه جوک می ترکه کلی ترک ازش میریزه بیرون

-هه هه هه مسخره بخندیم یا پولشو بدیم؟

-خفه شو مالفوی

-به بابای من توهین میکنی رفیق گند زاده؟

-باز فهش داد!

کروشیو

-ا نداشتیما.

دابی خودشو انداخت وسط هری و رون ومالفوی

بسه!

آخ فشار نده!

ک...

با کی بودی؟

چشمو کور کردی

عوضی!

تو این فاصله جینی و دین توماس سفت به همدیگه چسبیده بودن.دادلی داشت یه مشت سربازو گوش میکرد.چو با حسرت به هری نیگا میکرد.دامبلدور و ولدمورت داشتن با پلی استیشن بازی هری پاتر۶ بازی میکردن.ولدی هم همش دستش تو دماغش بود.بقیه هم تو کف دعوای هری اینا بودن...

خانوم رولینگ از خونه اومد بیرون:چرا اینا خارج از کتابم با هم دعوا میکنن؟

چطور بود؟

نوشته شده توسط مارتل گریان در 17:33 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یکم مرداد 1387
حقایق دنیل در …(از دیمنتور برای الهه جون)
امسال تولد دنیل دوم مرداد است.

تمام این مطالب از بخش حقایق ناچیز سایت معتبر IMDb ترجمه شده است.بخش های مربوط به نامزدی و جایزه گرفتن به علت تکراری بودن حذف شد.

از شوخی های خرکی خوشش می آید. تلفن موبایل رابی کالترین (بازیگر هاگرید) را گرفته بود و زبان آن را به ترکی تغییر داده بود.

سگ دنیل رادکلیف
سگ دنیل رادکلیف

دو سگ تری یر به نام های بینکا و ناگت دارد.

وقتی 8 سالش بود کتاب اول هری پاتر را می خواست بخواند ولی تا آخر آن را تمام نکرد. بالاخره وقتی به عنوان نقش اصلی فیلم انتخاب شد، کتاب را کامل خواند.

او که در سال 2001 در فیلم خیاط پاناما بازی کرد، هرگز فیلم خودش را ندید. زیرا در آن سن به خاطر صحنه های نامناسب اجازه دیدنش را نداشت و احتمالا بعدا هم سراغش نرفت.

کتاب محبوب او در مجموعه هری پاتر، زندانی آزکابان است.

گفته که فیلم 12 مرد عصبانی (1957) اولین فیلم سیاه و سفیدی بوده که دیده و جزو فیلم های مورد علاقه ش است.

دنیل در خیاط پاناما
دنیل در خیاط پاناما (2001)

دیوید هیمن، تولید کننده ی فیلم های هری پاتر، بصورت کاملا اتفاقی، شبی در تئاتری حضور پیدا کرد که آلان رادکلیف (پدر دنیل) و خود دنیل هم در ردیف جلوی آنها نشسته بودند. از آنجایی که هیمن و آقای رادکلیف با هم آشنا بودید، کنار هم نشستند و پدر دنیل، او را به همین معرفی کرد و همان لحظه هیمن از او برای شرکت در آزمون بازیگری هری پاتر دعوت کرد زیرا به شدت احساس کرده بود که دنیل مناسبترین فرد است و تا آخر نمایش نمی توانست از زل زدن به او خودداری کند. سرانجام دنیل در آزمون شرکت کرد و نقش هری پاتر را گرفت و حالا تمام دنیا هری پاتر را با چهره او می شناسند.

در فوریه 2004، روزنامه بریتانیایی سان، نام او را به عنوان سومین نوجوان ثروتمند بریتانیا بعد از شاهزاده هری و شارلوت چرچ معرفی کرد. بعد از مدتی هم به دومین نوجوان ثروتمند بریتانیا بعد از شاهزاده هری درآمد.

می تواند بازوهای خود را 360 درجه بچرخاند. (ویدیوی آن هم موجود است)

دنیل رادکلیف و تام فلتون
دنیل رادکلیف و تام فلتون

طرفدار سرسخت گری الدمن، بازیگر همراهش در زندانی آزکابان است.

با اینکه خودش از فوتبال بازی کردن لذت نمی برد ولی طرفدار تیم فوتبال فولهام است.

بعضی از بازیگران مورد علاقه او: آشورا رای، کریستینا ریسی، کمرون دیاز، اسکارلت جانسون و بن استیلر.

وقتی برای اولین بار کتاب هری پاتر را خواند زیاد خوشش نیامد، ولی بعد از انتخاب شدنش و خواندن بقیه کتاب های آن جزو طرفدارهای سرسخت آن شد.

او بین فیلمبرداری فیلم دوم و سوم هری پاتر تا مدتی از بازیگری دورماند زیرا والدینش می خواستند تا مدتی به صورت معمول به مدرسه برود و به درسش برسد.

گفته که هیچ مقاله یا نقد و بررسی در مورد خودش یا فیلم هایش را نمی خواند.

او به موسسه بریتانیایی خیریه دملزا که مخصوص کودکان نیازمند است کمک میکند و از حامیان آن است. از طرفدارانش خواسته که به جای فرستادن هدیه برای او به این موسسه کمک کنند. بعد از آن، جی.کی.رولینگ نویسنده، در کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه نام یکی از کاراکترهای خود را دملزا رابینز گذاشت.

بعد از عقدقرارداد 8 میلیون پوندی برای محفل ققنوس تبدیل به ثروتمندترین نوجوان بریتانیا شد.

دنیل وقتی وارد استودیو شد، از عوامل بخش گریم ترسید زیرا صورت خود را به شوخی با بانداژهای خونی پوشانده بودند و گفته بودند که روز قبل دعوا کرده اند!
او قبلا با برندان گلیسون (بازیگر مودی) در خیاط پاناما کار کرده بود.

ارتباط نزدیکی با گری الدمن دارد.

سو لاتایمز، مدیر برنامه های دنیل در واقع مادر و مدیر برنامه های دوست و بازیگر همکارش، فردی هایمور (Freddie Highmore) است. فردی هایمور در چارلی و کارخانه شکلات سازی، تاریخچه اسپایدرویک، آرتور و نامرئی ها و… بازی کرده است. عکس های فردی هایمور را می توانید در اینجا ببینید.

طرفدار پر و پاقرص جان وین (John Wayne) است.

نوشته شده توسط مارتل گریان در 19:2 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387
بازگشت مارتل گریان و وبلاگش(نه توالتش!):

 

حالا که برگشتم یه کم سرم قیلی ویلی میره آخه میبینم همه ی بروبکس باحال هری پاتر تا کجا رفتن...(همچنین وقتی پپری هستم رپ کن هام جلو زدن...)

خب فک کنم باس دیگه شروع کنم...ولی دلم میخواد قبلش یکم بگم کیم از کجا اومدم وحرف حسابم چیه نه...؟اگه بعد یه سال خودمو معرفی نکنم همینجوری هی مشکل پیش میاد...

 من یه دخترم.اسمم پرستوهه.15سالمه.پارسال تابستون وبلاگ مارتلو راه انداختم.من اون موقع با بابام بودم(بچه طلاقم)و خودمو پسر معرفی کردم.بله.پسر بودنم فرق نکرد.پسرها بام دوست میشدن اما صادقانه...نه این که بام ب.ل.ا.س.ن

جالب این بود که وبلاگ های عشقولانه واسم آف میدادن!اینجوری بهتر بود چون مث خیلی از دخترا دنیل یا خیلیا روشوهرم تصور نمیکردم.من اصلا یه روحیه پسرونه داشتم.برعکس پسر عموم.پسر شدن واسم عالی بود.دعوای بابامو تحمل میکردم.از درخت بالا میرفتم.ماشین سواری میکردموهمیشه از کارای کدبانویی در میرفتم!خب.من آبان برگشتم پیش مامانم.و الان در تابستون کاملا تثبیته که پیش مامانمم.اونوقت دیگه پوست انداختمو یه دخمل نازنازی شدم(تو خونه).این هم به سودم بود هم به ضررم.خب.بذگریم.من همون اول ها که اومدم پیش ننه فک کردیم شانسمونو تو رپ معرفی کنیم.یه چیزی بگم...من رو یه چیزی که تعصب داشته باشم مخالفامو تیکه پاره میکنم.اما از عشقم به هری کم شد وجاشو به رپرا داد...الان میگم بهتره به شخصیت دوگانم ادامه بدم...هم مارتل هم پپری.مارتل یه پسر بی تربیت لاتو لختیه که عاشق کل کل کردنه و پپری یه دختر عشق رپه که اهل اینه که از پسرا شماره بگیره ولی باهاشون  فقط چت کنه!پپری هم اهل کل کله.اونایی که عشق هری پاترن بیان همین وبلاگ و اونایی که اهل رپ کردنن بیان تو پپری رپی (تو پیوندها هست).اونایی که ماشینی اند هم فرقی نمیکنه...شک نکنین که پپری ومارتل یکی اند.اما مارتل سی خودش پپری سی خودش.

ادامه دارد...

اینم عکس هایی از من:

 

 

 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 1:8 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و یکم تیر 1387
هلو
مارتل هم برگشت.من باز برگشتم با مطالب هری پاتری...ایشالا بعد ای دی اس ال میام همشه رو خط...الان اعصاب ندارم...میرم بچتم....
نوشته شده توسط مارتل گریان در 20:16 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هجدهم تیر 1387
پپری رپی برگشت

 

بله.من برگشتم!هوررررررررررررراااااااااااااااااااااااااا!عالی شد!از این به بعد مواظب آپ کردنام هستم(وهمینطور نظرات بعضیا)مشکل وبلاگ هم حل شد.اول وبلاگه رو پاک کردم.بعد دوباره ساختمش ولی پیغام داد که یکی این آدرسو برداشته حیف که نمی تونم فهش بدم وگرنه..مجبور شدم یه خط فاصله(دش)بذارم بین پپری و رپی.خب.حالا من این وبلاگا رو دارم

www.papary-rapy.blogfa.com    که جای پپری رپی فیلت شده رو میگیره...همچنین بیشترین فعالیتم همین وبلاگه

www.cityofrap.blogfa.com    اینو قبلا داشتم...هنوزم دارمش ولی آپ نمیکنم.فقط واسه آدرس مامانی شه که دارمش

www.myrtellgeryan.blogfa.com   مارتل گریان واسه تموم هری پاتریست های گل از جمله خودمـ (واه واه چقده خودشو تحویل می گیره لوس ننر...ببینم با منی؟آره با تو ام عمه ننه!خب من گلم دیگه.مث تو که (-)نیستم)

زشته آدم هی وبلاگ عوض کنه نه؟مث سایتای رپ شده دیگه.مث بیا تورپ که هر هفته یه بار مجبوره آدرسشو عوض کنه یا رپ 98 یا پرشین رپ یا....خب چه میشه کرد.واسه همین موضوع من خیلی از دوستای اینترنتی مو از دست دادم...چون فک میکنن من حکری چیزیم واسه همین یه مدت داشتم دپرس میشدم...حالا روز از نو روزی از نو.هر کی به من اعتماد داره و میدونه من همون پرستو هستم میتونه منت بذار یه سری بزنه هر قدر مرامشه نظر بده در راه کمک به فقرای وبلاگی! هوای دخمل خاله ی منو که دارین؟تو پیوندا به اسم سه دختره.بهش سر بزنینا...وای باز اسم خاله و این جور چیزا شد یاد تو افتادم حمید جون!حالا که رو در رو نمیتونم بهت بگم تو وبلاگم میگم:عشق من عزیز دلم قربونت برم فدات شم بند کفشتم کش شلوارتم بیا ماچت کنم(های!)کجایی دلم بهونتو میگیره دلم واست تنگ شده کجایی رو 206 ت بنویسم مرا بشویید!؟کجایی باز با هم کشتی بگیریم بازم تو ببری منم با چنگال بیفتم به جونت تو دستامو گره بزنی منم گازت بگیرم...؟کجایی تا یواشکی بیام سر موبایلت تا بازم صدای زنگش از شلوارم بیاد تو هم بگی:ای کلابردار!کجایی باز بیام اشکالای ریاضی مو ازت بگیرم؟(الان تابستونه خنگ خدا)کجایی با شماره دوستام دستت بندازم؟کجایی دوستامو با همون شماره ها اسکل کنی؟!کجایی تا واسم آهنگای جواد علی سنتوری رو بذاری منم چون تو گذاشتی ازشون لذت ببرم؟کجایی بعد از دیدارت مث الاغ گریه کنم مامانم بیاد بالا شرم بگه:بازم...؟شیطونم باشی شیطون منی یادت نره که صد دفعه هردفع من زدم عربده پسر تو سروری سرتری از همه سگ مست شدم ازتو سگ مست بده دستو سگ مست پاشو برقص تو...

آی بشوژه پدره عشق. بی خیال اشکم در اومد.اصلا از بحث خارج شدم...به ادامه ی اخبار توجه کنین:

ضمنا فعالیتمو به عنوان مارتل گریان از سر میگیرم...سرم خیلی شلوغ میشه ولی یه کارش میکنم.اینقده کار دارم...کلاس گیتار میرم یارو معلمه کلی سختگیره...یه ماه دیگه امتحان ورودی هنرستان موسیقیه.

بعدم باس برم تمرین با گروه قایق رانی.میدونین واسه چی؟یه ورزشه قایق رانیه جدیده که تو المپیک2010 میذارن.اگه قبول شیم میریم سنگاپور.منو پسر خالم تست دادیم.مث معاینه پزشکی بود.تازه مامانم بینیشو عمل کرده باید به اونم برسم.پس چه وقتی میمونه واسه جیگرای اینترنتی؟؟؟؟؟خب من یه برنامه میریزم که حداقل بشه دو سه روز یه بار آن شم.(گفتم حداقل.حداکثرش باید بیشتر باشه.نه؟!) راسی من تیک گرفتم!بسکی گیر داده بودم و یه مصرع آهنگ تهی رو میگفتم:تو تموم تلاشت اینه تهی بشی...و ادامش میدادم:تو تموم تلاشت اینه تتلو شی تو تموم تلاشت اینه هیچکس بشی تو تموم تلاست اینه پیشرو بشی تو تموم تلاشت اینه رضایا شی تو تموم تلاشت اینه آرمین بشی تو تموم تلاشت اینه ابلیس بشی تو تموم تلاشت اینه فلاکت شی(!)تو تموم تلاشت اینه زد بازی شی...قبلشم هی میگفتم 00000510510005105100000510150000051051و تا صدای خفه شو ی ننه مو نمیشنیدم ادامه میدادم.فک کنم رپ حفظ کردن به حفظیات فرمولای ریاضی!کمک نمیکنه.میکنه؟البته من عاشق رپ حفظ کردنم.مال اون موقع که با هیچکس و یاسو بزرگان رپ میکنم بدردم میخوره....!(آخی بچم همیشه اینقده بلند پروازه.مامان تو کی اومدی تو اتاق؟خیلی وقته.یعنی توم چت های منو میخوندی؟خب تا یه حدی.من که مث بابات فوضول نیستم که!راستی این یارو آرمین کول بوی نمیدونم چی چی کیه؟!)

راستی خاطرات مرده ی گروه 0111رو شنیدین؟هم خنده داره هم غم...

آهنگ رپ بالیست هارو چی؟اگه نشنیدین دو سوم عمرتون بر فناست...

 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 21:33 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387
وبلاگ جدید
پپری رپی هم تخته د!اما من ول کن نیستم.بازم یه وبلاگ دیگه بازم یه عشق دیگه../

http://cityofrap.blogfa.com  

ویرایش:

پپری رپی برگشت!

www.papary-rapy.blogfa.com

هوررررررراااااا!

ایول!

راستی من تصمیم گرفتم فعالیتمو به عنوان مارتل ادامه بدم.

منتظر باشین....

نوشته شده توسط مارتل گریان در 13:41 | | لینک به این مطلب
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
...
www.A-Tsoft.blogfa.com

اینم ۰۱۱۱

دانلود آهنگهای جدید

Sea Shore 

دارم می میرم

The Last Dance

Emergency

بارون

خاطرات مرده

انرژی هسته ای

همین

چن تا عکس کش رفتم:

از نمایشگاه تیونینگ آپشن

یک کیلو جک:

يه روز معلم به دانش اموزان ميگه کي بلده يه قطار بكشه مهدي بلوري دستشو بالا كرد و گفت : ما معلم هم بهش گفت كه بره پا تخته و قطارو بكشه مهدي ميره پا تخته ميبينه كه بلد نيست قطار بكشه(تو اون لحظه معلم با دانش اموزان صحبت ميكرد)بعد كه روشو ميكنه به طرف مهدي ميبينه كه فقط مهدي ريل قطارو كشيده ميگه پس قطارش كو ميگه وقتي شما سرتون اونور بود قطار اومد و رفت

خروسه به مرغه میگه یه نوک بده .مرغه میگه : 0.5 یه 0.7

به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟میگه آره فقط سر پیچا یه کم اذیت میکنه

يه روز يه تركه تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره

-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::- (جوک به زبان بریل برای نابینایان عزیز!)

تركه مي گوزه پرت مي شه جلو مي گن چي شد ميگه تو دنده بود

يك روز يك پيرزن اكس ميخوره ميگه من ترانه 15 سال دارم

يك تركي عاشق مي شه براي خر همسايه ايجاد مزاحت مي كنه

يك بار يك تركه زنگ ميزنه تاكسي تلفني ميگه اقا ماشين داريد. مردي كه پشت تلفن بوده جواب ميده بله. تركه ميگه خوش به حالتون ما نداريم.

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار

پس ازكارشناسي كارشناسان علت سقوط هواپيماي سي 130 مشخص گرديد :كارشناسان متفق القول اظهار داشتند يه تركه مي خواسته سه راه آذري پياده شه

 

یک کیلو اس ام اس:

الان مدتيه گير كردم بين اين دو ضرب المثل، دارم هنگ ميكنم: بالاخره «جواب ابلهان خاموشي است» يا «سكوت علامت رضاست»؟؟؟

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم . چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو

اگه بنزين كوپني شده زياد ناراحت نيستم چون از اين به بعد قدر تو را بيشتر ميدونم و حد اقل براي رفتن به مزرعه سوار تو ميشم الاغ جونم

این اس ام اسو با احساس بخون...!
آتش زدی بر خرمنم.... وای خرمنم
وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم..
وای خرمنم.. وای خرمنم.... وای خرمنم.......وای خرمنم...........
خوب بسه دیگه میدونم حیوونی

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير...
و مي داني که کوير بدون باران زنده است...
پس برو بمير
!!!

عزّت الله انتظامی، بزرگ مرد سینمای ایران، شب گذشته بر اثر صانحه تصادف رانندگی در نزدیکی منزل ایشان، سراسیمه از خواب پرید!

اگه یکی بهت روزی 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش میاد
اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمی
اگه 3 تا شد بدون دوستت داره
اگه 4 تا شد بدون موبایل خودش نیست!

این اس ام اس رو به 4 دلیل برات می فرستم:
1- دوستت دارم
2- خیلی باحالی
3- به یادتم
4- ارزش زنگ زدن رو نداری!

به نیت 124000 تا پیامبر صلوات بفرست و این اس ام اس رو برای 124000 نفر بفرست.
انشاالله تا اخر این ماه خبر خوشی از طرف مخابرات بهت می رسه!

تو قندی...
نباتی...
شکلاتی...
عسلی...
یا که شیرینی نداری بدی من با چاییم بخورم؟

به يک پاندا ميگن بزرگترين آرزويي که داري چيه ميگه عکس رنگي بگيرم

عشق آتشي است كه با چند قطره آب خاموش ميشود پس هي نگو عاشقتم

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست
عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود
و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد.

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي .
 

>ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟
.
.
.
نميدوني؟
.
.
.
. قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !!!

(از گوهر دشتیها)

تو نظر سنجی هم شرکت کن!

نوشته شده توسط مارتل گریان در 19:25 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هشتم دی 1386
بابای
این وبلاگ تخته شد هرکی یوزرشو میخواد تو نظرات بگه

اینم آدرس وب جدیدمه:

www.paparyrapy.blogfa.com

بیاید ها...

نوشته شده توسط مارتل گریان در 12:25 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
س ل ا م
 

۱.سلام

۲.خوبی؟

3.مرسی منم خوبم این آپش شمارشیه

4.مامانو بابام جدا شده بودن(در بچگیای من)ومن اومدم پیش مامانم واسه همین وقت نشد...

5.دوست مهربونم که دیروز بهم زنگ زدی نظر یادت نره ها

6.تو مدرسه ی جدیدمون حسابی خرخونی میکنم که روی...و....و...رو بزنم!

7.راستی من میخواستم رو وب اونایی که نظر دادن بیام ولی نظرا باز نمیشه چرااااااا؟

8.این دفعه داستان نداریم آخه این کیس خالمه منم حضور ذهن ندارم

9.نظریادت نره بای بای

نوشته شده توسط مارتل گریان در 19:32 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دهم آبان 1386
من افسرده حال من پژمرده حال من...

سلام به رفقای شفیق چطورین؟منم خوبم یعنی افتضاحم!کلاغا چن تا خبر آورده بودند که دلمو سوزوند...آتیشم زد...در واقع یه جورایی اشکمو در آورد.والا من مارتل گریان هستم ولی نه این که گریه کنما حالا اخبارو داشته باش:

خبر اول:دوستم میگفت چند روز پیش شبکه2(برنامه 30/20)یه گزارش از دنیل گذاشته ودنی توش گفته(همه منو مسخره میکنن به خاطر اکوس!)و بعدم های های گریه کرده...دن!البته من خیلی کم میرم پای تلویزیون واسه همینم مطمءن نیستم راست گفته باشه راستی بعدم گفت میخواستن با اما حرف بزنن گفته:من حرفی براگفتن ندارم...

خبر دوم:اما،همون امایی که من ازش متنفر بودم...بچه ی طلاقه!آخی بیچاره من خیلی ناراحت شدم یه دوستام بچه ی طلاقه ومن میدونم چه درد بدیه!امای حیوونی(بزن بریم مهمونی/مگه نمیبینی ما لاتیم هر شب علاف تو پارتیم...)اما از این به بعد تو هم دوست منی!(حالا اصلا اما تو رو میشناسه؟اطلا داخل آدم حسابت میکنه؟!)

خبر سوم:من نمیتونم بیام پای فیلم محفل راهش دوره هرکی خودشو مارتل گریان جازد دروغ میگه!

خبر چهارم:مدیرمون منو صدا زدو گفت بچه ها ازت شکایت دارن که تو هی(هری پاتر هری پاتر)میکنی یا موهاتو مدل هری پاتر کوتا میکنی!توکلاس خیلی مسخره بازی در میاری!همینه که هست اعتراضی هست؟!(قافیه شد!)

حالا اینم یه داستان هرمیونی:

هرمیون در بازار:

-سلام رون...

-سلام جیگر چطوری؟

-مرسی من دارم میرم بازار چیزی نمی خوای؟

-نه فقط رزم ببر تو خونه تنهاست هگو رفته کلاس کاراته

-باشه خدافظ

....

-مامان اون پسره رو!

-هیس بی تربیت زشته ها

-آخه خیلی شکل امید علومیه!

-امید..کی؟

-بابا همون که بابا بهش میگفت:پسره  لختی(!)

-آهان...

-مامان میشه برم...

-نه

-تو رو خدا...

-نه

-نمیتونم نرم...

-نه!

-اوهو اوهو...

-گریه نداره تو هنوز واسه دوست پسر داشتن خیلی بچه...

-دستشویی دارم!

-ااا...چرا زود تر نگفتی؟بیا بریم یه عمومیش این نزدیکیاس...

....

-تموم شد؟

-آره اگه یه کم دیرتر رسیده بودیم...

-بیا بریم واست باید یه کم لباس مشنگی بخرم

....

-مامان واسم مگ مغناطیس میخری؟

-نه به دردت نمیخوره

-آخه لیلی هم داره

-تو هم عوضش عروسک داراوسارا رو داری

-باشه پس واسم لپ لپ بخر

-خاک توسرت12سالته!

-پس واسم کتابای دارن شانو بگیر یا کارت اینترنت.کدومش؟

-ام...

-پس تصویب شددوتاشو بخر!

....

-مامان بغلم کن!

-بله؟

-مردم از خستگی بغلم میکنی؟

-نه زشته

-چطور هگو رو بغل میکنی؟میبینی مامان بین مافرق میذاری!

-خیلی خب باشه...

....

-خسته شدم.میذارمت پایین...

(یه پسره)-راست میگه بیا خودم بغلت میکنم...

-مامان این یارو داره متلک میگه!

-بله؟چه غلطا!حالیش میکنم...استیوپفای!

-آخ!قلوه قلوه قلوه قلوه...

....

-سلام عزیزم دیر کردی!

-سلام رون جون بیا اینا رو بگیر مردم از خستگی...

-ببین من باس برم ماموریت بی زحمت میشه بری هگو رو بیاری از کلاس؟وای!چرا غش کرد؟؟؟؟!!!!

نوشته شده توسط مارتل گریان در 3:35 | | لینک به این مطلب
یکشنبه ششم آبان 1386
خبر ویژه: نمایش فیلم محفل ققنوس در تهران

خبر اختصاصی دیوانه ساز: یک موقعیت ویژه برای طرفداران تهرانی هری پاتر، به وجود آمده است. برای اولین بار فیلم سینمایی “هری پاتر و محفل ققنوس” به کارگردانی دیوید یاتس با زیر نویس فارسی در كانون فیلم و اندیشه جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران به نمایش در خواهد آمد. فیلم هری پاتر پنج فقط و فقط روز دوشنبه 14 آبان راس ساعت 14:30 در محل مذکور به نمایش در می آید. هیچ روز و ساعت دیگری این فیلم تکرار نخواهد شد.
آدرس محل نمایش: خیابان انقلاب - خیابان 16 آذر - ساختمان امور دانشجویی (کلینیک 16 آذر) - طبقه سوم - تالار ناصر خسرو
تلفن: 61112997
اطلاعات بیشتر اعم از وجود داشتن یا نداشتن محدودیت برای حضور افراد را بعدا در همین خبر به اطلاع شما خواهیم رساند.

به روز شد (اولین به روز رسانی)
جهت دیدن اطلاعات بیشتر روی ادامه خبر کلیک کنید…

ادامه خبر »

از امید در 5 آبان 86،

اینم یه عکس:

emma

خوبه؟اینم بعدیش:

(عکس متحرک هري)

متحرک میباشد

اما
لنگاتو جمع کن بی حیا

ربطی به موضوع نداشت ولی دیدم باحاله گذاشتمش
نوشته شده توسط مارتل گریان در 4:47 | | لینک به این مطلب
شنبه پنجم آبان 1386
این شوک فرزاد فرزین نیست!

منظورم اینه که شوک اصلی به من وارد شده!چی جوری؟این جوری:یه عمر تو گوشمون خوندن:حیا چیز خوبیه!حجبو حیا مهمترین خصوصیت آدمه!(حالا بگذریم که در همون حال هم جلومون تایتانیکودراکولا پخش میکردن)عشق میکردیم که لااقل هری پاتر از این حمله ها مصونه ولی...زیاد از قسمتای هری و چو یا هری و جینی بدم نیومد اتفاقا حال کردم

ولی جو رولینگم خیلی پررو شده اون از دنیل که از هری پرید تو اکوسوپسران دسامبرواینا اون از اما که فقط مونده بره مانکن شه!جو خانومم حمله هاشو از جام آتش شروع کرد(میرتل!من لختم!)بعد شاهزاده ی دو رگه(این درسته که یه هیپوگریفو روسینه ات خالکوبی کردی؟)خالا باز اینا که چیزی نیست تازه کارشو شروع کرده(آلبوس دامبلدور گی است/هری شکل شوهر من است!/من با هری ازدواج کردم!)بابا وملون کن هری پاتره نه برباد رفته!البته هر رمانی از این چیزا داره ولی نه تا این حد.چیزای(صحنه های)خوبم داشتا!مثلا محفل ققنوس(چو به هری نزدیک شد...اکنون تک تک اشکهای چسبیده به مژه هایش را میدید...(اینجاشو ویدا سانسوریده بود ولی ضایع بود مراسم لاس زنونه!))یا شاهزاده ی دو رگه(هری بدون نگرانی از اینکه پنجاه جفت چشم آنها را میپاییدند کاری را کرد که همیشه در رویا میکرد(ویدای بابا مرض داری سانسور میکنی؟؟؟))ویا قدیسان مرگ(این دقیقا همون جنبه ی مثبتیه که انتظارشو داشتم.جینی این را زمزمه کزد وشروع به بوسیدن هری کرد وهری نیز او را بوسیدواینرهایی از هر غمو دردی بود که هیچ ویسکییی به پای آن نمیرسید...یک دستش را در کمرش و دست دیگرش را در مو های بلندو خوشبویش فرو برده بود...(بشوژه پدیه عشق) )پس حسابی به هم چسبیدین شیطون بلاهای گوگوری مگوری!ببینین منظورم در کل اینه که تا وقتی که این چیزا معنی (عشق)بده هیچ کس حق سانسور نداره!ولی هیچ جا نمیگن(هم جنس بازی یا)چیز خوبیه اگه کسی هم گفته بد نیست حتما یا پازل هری پاترو جور شده دیده یا کرم داشته!لطفا تا همه ی آپو نخوندین موشک نفرستین یه وقت سو تفاهم نشه چون منم مثل شما خیلی رو هری پاتر تعصب دارم نمذارم کسی به این داستانا چپ نگاه کنه حتی خود رولینگ!

پی نوشت:مامانبزرگم میگه همه رقص بلدند الی تو!آخه تو فامیل ما پسرام میرقصند!باز خانوم خانوما رفت یه عروسیو داغ دلش تازه شد!بی اختیار یاد هری افتادم که تو فیلم 4 با پروتی رقصید...بله هری این اشتر دم خونه ی همه میخوابه حتی منو توی امل!

نوشته شده توسط مارتل گریان در 13:41 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یکم آبان 1386
آپ قاتی پاتی

سلام خوبی؟یاخوابی؟!من که آخرشم (آخرچی؟مهم نیست...)بذگریم تا داری روش فک میکنی این بیست نکته ای از دنو بخون البته اگه یه ریزه تکراری بود باس ببشخی:

1.اسم کاملش دنیل جاکوب(یا یاکوب) رادکلیفه

2.در 23جولای 1989 به دنیا اومد حالا18سالشه

3.خیلی خوشگله نازه منم خوب داده بازی(اه قافیش مالیدمیخواستم رپ بشه ها...)

4.بازیگره ولی یه ریزه بی حیاست با توجه به اکوس و پسران دسامبر

5.دوست دخمل نداره خیالتون تخت ولی 999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999تا دختر خاطرخواشن

6.از رانندگی بدش میاد از این نظر زیادی اسکله

7.عشق موبایله_یه جا خوندم یه بار سر پخش یه فیلما رید تو تنظیمات موبایل همکارش خلاصه زبون موبایله شد ترکی!!!

8.شاعره(قربونت یه شعراتو بده بیاد تو کتاب فارسیمون بنویسیم!) 

9.گیتارباس میزنه(به قول دخترا:ایششششششش)

10:خوش تیپو خوش تیریپه

11.طرفدار تیم فولامه ولی خودش با فوتبال حال نمیکنه!

12.این یکی آخرشه:میتونه بازوشو در زاویه ی360درجه بچرخونه بابا دنی تو آخر شیرین کاری بودیو نمیدونستیمااااا

13.واسه محفل ققنوس 14میلیون دلار پیل گرفت(یا علی!)

14.از آیشوار یارای/کامرون دیاز /اسکارلت جانسون/بن استیلر و گری اولدمن(نقش سیریوس بلک)خوشش میاد(این که چیزی نیست منم از خود دن خوشم میاد)

15.اولین بار که هری پاتر خوند خوشش نیومد!(نکبت پس مرض داشتی شدی نقش اول فیلم؟!)

16.سال 2001 تو فیلم خیاط پاناما بازی کرده یه نقش کوتاه ولی تا حالا فیلمشو ندیده همین باعث شده تا مطرح بشه!

17.گفتن نداره که معروفترین جوان انگلیسیه

18.یه بار گفته:[مطلقا/صد در صد]و همین شده یه تکیه کلام رایج بین بروبکس(احتمالا انگلیسیا)

19.لبای باریک/چشای درشت سبز/فک چارگوشو دماغ...(بگم یا نگم؟باشه میگم)دماغ درازش(!)قابل شناساییه هر جا دیدیش اگه پسری ازش امضا بگیر اگه هم دختری بوسش کن نترس بدش نمیاد کلی هم حالشو میبره

20.دنیل نمره ی بیستی تو مث هیچ خری نیستی!

نخیر هنوز تموم نشده اینو داشته باش:

یانگوم=اوشین کره ای و پیامش به هواداران ایرانیش:

 در وبسایت لی یونگ آیی قسمتی برای طرفدارانش وجود دارد که هر سوالی از وی بپرسند.ایرانی های زیادی واسش پیام میفرستن  اونم گفته(ایران را تا کنون ندیده ام اما علاقه زیادی دارم هر چه زودتر به این کشور سفر کنم.امیدوارم از نزدیک بتوانم مردم خوب ایرای را ملاقاب کنم)بابا ایول ما هم میخوایم ملاقاتت کنیم!(اینو از یه مجله گرفتم صحت خبرشو اطمینان نمیکم)

خجستگان من وقتی فهمیدم دیوانه ساز برگشته در پوست خود جا نمی شدم.مردیم بسکه پای اخبارو تصاویر پکیده ی بقیه ی سایتا نشستیم اونام خوب بودن ولی خب اون یه چیز دیگه ست...امیدوارم معنیش این باشه که آرین هم از تسترال شیطون بیاد پایین چون همه مون منتظر آپای ماهشیم.راستی میدونستین  بهمن تولد بانی رایته؟ایول منم بهمنیم بانییییییی.یه سوالم داشتم میدونین هری پاتر5رو کی ودر چه شبکه ی ماهوه ای نشون میدن؟کشورش زیاد فرقی نداره...آخر اینکه اون عکس فرمانبری هری رو هم پیدا کردم ایناهاشش روش کلیک کنی بزرگ میشه و رشد میکنه:

harry607ootp

چشاشوووووووووووو..
دن و اما

چه خوشگلن!

emma

امای کچل من؟

اینم خط خود فرزاد فرزینه:

نامه فرزاد فرزین

اوی اگه بهت رو بدم تا فردا میشینی این چرتوپرتا رو مینویسی؟پاشو برو سر درسومشقات.

(ا...بابا چی میگی من تازه اومدم...آخ!چرا میزنی؟باشه باشه میرم...راستی تا باباهاتون جنازه تون نکردن نظراتتونو رد کنین بیاد...بابا به خدا دیسکانکتش کردم...تا بعد...) 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 14:49 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یکم آبان 1386
سلامت کو خرس گنده؟
تشویق و حمایت اکثریت طرفداران پاتر از عملکرد رولینگ:

تام فلتون بازیگر نقش دراکو مالفوی در فیلم های هری پاتر، در مراسم اهدا جوایز انتخاب کودک بریتانیا

 نظر خود را در مورد همجنس گرا بودن کاراکتر دامبلدور گفت. ویدیوی آن را می توانید در این سایت مشاهده کنید.
روی هم رفته او گفت که کاملا گیج و مبهوت شده که دامبلدور واقعا همجنس گرا هست، و به نظر نمیومد که اون اینجوری باشه و کلا براش باور کردن این قضیه کمی سخت هست.
از طرف دیگر تمام رسانه ها و شبکه های تلویزیونی هنوز به این خبر می پردازند و از مدیران سایت های معتبر هری پاتری در برنامه های خود دعوت به عمل می آورند تا نظر آنها را بپرسند.
اکثر طرفداران هری پاتر طی اعلامیه و بیانیه های مختلفی حمایت خود را از همجنس گرایی دامبلدور اعلام کرده اند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، خانم ملیسا آنلی، مدیر کل وب سایت مشهور و معتبر پاتیل درزدار (TLC) گفت: “اکثریت مردم از کار رولینگ بسیار خوشحال شده اند.” وی بیان داشت تعداد بسیار کمی از مخاطبین با این قضیه مخالفت کرده اند.
بقیه در ادامه خبر…

ادامه خبر »

مصاحبه راديويي جديد با دنيل :

به گزارش The Snitch مصاحبۀ راديويي جديدي با دنيل رادكليف منتشر شده كه در هنگام تبليغ فيلم “پسران دسامبر” صورت گرفته است. به لطف NOVA FM مي توانيد اين كليپ صوتي بسيار جالب را از اينجا دريافت كنيد.

 خبر فوری: رولینگ گفت: “من شوخی نکردم” :

در یک مصاحبه مطبوعاتی که ساعاتی پیش در تورنتو صورت گرفت، جی.کی.رولینگ نویسنده، مجددا در مورد اطلاعاتی که مربوط به زمینه دامبلدور و حقیقتی که او گفته بود احساس میکند این کاراکتر همجنس گرا است مورد سوال قرار گرفت. رولینگ در پاسخ به این سوال گفت: “من شوخی نکردم.” رولینگ در مورد بیاینه ای که جمعه گذشته گفته بود بیشتر توضیح داد: “میدونم حرفی که زدم نتیجه مثبتی داشته، حداقل برای یک نفر. آن هم کسی که در سالن گفتگو متوجه شد همجنس گرا است.”

سایت The Star نوشت که جی.کی.رولینگ تایید کرد که این اطلاعات را به این دلیل گفت چون آن شخص سوال کننده از او مستقیما همین را پرسیده بود و گفت: “او احساس نکرد که نیاز دارد تا صراحتا راجع به مسائل جنسی دامبلدور چیزی بداند زیرا میخواست روی پیشرفت و سیر تکاملی آن کاراکتر تمرکز کند و اطلاعات بگیرد.”
رولینگ ادامه داد: “اگر شما هم یک نویسنده بودید، آن وقت شما هم می فهمیدید که آخر داستان را باید آخر داستان نوشت.”

وی ادامه داد: “نقشه داستان همین بود، دامبلدور همون جوری بود که من گفتم. اما این یک قسمت کلیدی از انتهای داستان بود که باید گفته میشد. برای چی باید کلید اصلی انتهای قصه داستانم رو توی کتاب یک بگم؟”

ادامه خبر »

بچه های گل!من از مدرسه یه راست اومدم پاکامپیوترم(قبلش ناهار خوردما)آخه یه فکری کردم!الان دارم از هیجانش سکته هه رو میزنم!قضیه ش اینه:من یه وبلاگ ردیف میکنم وتوش ازوب نویسان موفق دعوت میکنم تا بیان در موردهری پاتر/بازیگرای دیگه/خوانندگان و...چیز میز بنویسن.این وب خیلی پرطرفدار میشه!اگه دوست داری کسی رو معرفی کنی بجنب!اگه دوست داری نویسنده شی هم بگو.تا پنجشنبه من سعی میکنم پیداشون کنم از تو دوست عزیز هم اگه اطلاعاتی داری دعوت میشه نظر بدی()(این آدرسشه:

www.hamehchiz.blogfa.com)

زود باش لطفا.........

15021578pontoon1021200714844AME10

اما و...؟

آثار دست و پا
آثار دستو پاشون

three freinds

فسقلیا...

 

harry potter

سه خوش تیپ من!(روپرت جان دیدی با موی کوتاه خوشتیپ تر میشی؟)

 


 

 
 


 

تاریخ تهیه: 09.07.2007 12:16:30
فاصله کانونی: 22mm



 


 

  

 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 14:23 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
نترس معتاد نشدم!!!!
شلام خوفی؟!ژیاد خوشهال نشو آپم کوشولوهه...۲چیژ:۱ به نژرت عنوان وبمو عوژ کنم؟ نژرتو حتمابده باشه؟ چن نفر متلک انداختن منم روش فکر کردم...۲.فرژاد فرژینو که میشناشی؟وبشایتشو لینکیدم شمام بیاین حال کنین.راشتی من دو شه روژ نیشتم اما راحت باشین شمیمانه منتژر نژراتتونم راشتی دیوانه شاژ راه افتاد!انم یه خبر:

شبکه دیوانه ساز ایرانی در شبکه چهارم سیما

دقایقی پیش شبکه چهارم سیمای جمهوری اسلامی ایران در برنامه کتاب چهار بررسی کتاب های هری پاتر را پخش کرد. در این برنامه رسانه ملی دوستی خود را با نوجوانان کشور ثابت کرد و بر ضد گفته های شبکه دو و حتی روزنامه کیهان صحبت کرد و کتاب هری پاتر را کتابی بسیار جذاب و جالب و با محتوی ارزیابی کرد.
در حین برنامه، دوربین خود را به سایت ما بردند و از آرشیو دیوانه ساز، خبر خسته شدن ویدا اسلامیه از ترجمه هری پاتر را نشان دادند. این خبر
جدا از نشان دادن “شبکه دیوانه ساز ایرانی” باید تشکر خاصی از مدیریت شبکه چهار کرد. اگر شد ویدیوی آنلاین آن را روزهای بعد خواهیم گذاشت….
خلاصه محتوی این برنامه را در ادامه خبر بخوانید…
در اين برنامه ابتدا برنامه سازان تلاش کردند تا پاد زهري براي سم باقي مانده از برنامه ي شبکه دوم و روزنامه ي کيهان ارائه دهند تا بعد از آن به نقد و تحليل منطقي از اين کتاب بپردازند. اتهامات وارد شده توسط شبکه دوم تا جايي که قابل تامل بود توسط کارشناسان و منتقدان اين بر نامه پاسخ داده شد و باقي آنها که اصلا پايه ي درست و عقلاني نداشتند مسکوت ماندند. سپس در باره اين اتهام که رولينگ و داستان هايش را همدستان صهيونيسم نشان مي داد صحبت شد اين گفته نقد روزنامه کيهان بود که البته در اين بر نامه پاسخ داده شد. در ادامه به لزوم هري پاتر خواني براي نوجوانان و ديگر مخاطبين پرداخته شد و آن را تخيلي صرف براي گذشتن از دنياي ما معرفي کردند. خانم عرفان نظر آهاري هم در اين برنامه به دفاع از ساختار داستان هاي پاتر پرداخت و آن را اسطوره اي باور پذير معرفي کرد. همچنين نوشته ها و نقد هاي مجله هاي ادبي سينمايي در اين برنامه معرفي شدند و بخش هايي از نقد خانم زري نعيمي نيز عنوان شد که آن نقد و مطرح شدنش در برنامه تلويزيوني هم در نوع خود جالب بودند . اين نويسنده کليه ي نويسندگان ايراني را به خواندن هري پاتر دعوت کرده بود و گفته بود که رولينگ به هيچ عنوان داعيه ي تغيير و اصلاح را نداشته و تنها مي خواسته تا به نوجوانان ياد بدهد که خود خودشان باشند.

اینم کاور آلمانی قدیسان:

book7 dutch9071

جنازه ی همه تونم/مارتل گریان 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 14:37 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386
یه شجره نامه ی تمام عیار
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خانواده پورل
 
 
 
 
 
سالازار اسلایترین
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتیاچ پورل
 
کادمس پورل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ایگنوتس پورل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نسل‌های زیاد
 
 
 
 
 
نسل‌های زیاد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نسل‌های زیاد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ماروولو گونت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خاندان بلک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مورفین گونت
 
مروپ گونت
 
تام ریدل پدر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تام ماروولو ریدل
 
سپتیموس ویزلی
 
سدرلا بلک
 
آقا و خانم دورسلی
 
 
 
 
 
آقا و خانم اونز
 
 
 
آقا و خانم پاتر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آپولاین دلاکور
 
آقای دلاکور
 
مالی پریوت
 
آرتور ویزلی
 
مارچ دورسلی
 
ورنون دورسلی
 
پتونیا اونز
 
لی‌لی اونز
 
جیمز پاتر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گابریل دلاکور
 
 
چارلی ویزلی
 
 
فرد ویزلی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دادلی دورسلی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فلور دلاکور
 
ویلیام ویزلی
 
 
پرسی ویزلی
 
جورج ویزلی
 
هرمیون گرنجر
 
رونالد ویزلی
 
جینورا ویزلی
 
هری پاتر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ویکتوار ویزلی
 
دیگر فرزندان
 
 
 
 
 
 
فرد ویزلی
 
رز ویزلی
 
هوگو ویزلی
 
جیمز پاتر
 
آلبوس پاتر
 
لی‌لی پاتر

توضیح: رنگ‌های مختلف دلالت بر نسل‌های مختلف دارند.

نوشته شده توسط مارتل گریان در 5:50 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386
من آمده ام!

سلام من یه مدت نبودم.معذرت.بابام نذاشت بیام اینترنت.آخه یه بار دید رفتم رو یه وب ان...بعدش گفت پسر تو دیگه دور اینترنتو یه خط کلفت قرمز میکشی!حالا دوباره گذاشته بیام به شرط اینکه دیگه تو وبم نیام منم اصلا نیومدم!!!راستی کوروش بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار  بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار(ادامه دارد...)صغیر(!)خودتی.رو هرچی بنداله کم کردی بابا دست از سر کچلمون وردار.نع!من پایه نیستم تو هم از تسترال شیطون بیا پایین مشتری نخواستم وب من همینجوری هم جاذبه هست .راستی عید فطر چن روز پیشتون مبارک!برو بکس گرامی از نظراتتون خیلی مرسی!یه چیز دیگه آهای(حالا هرکی)پرستو که نویسنده نیس منم گیر نده اون کچل فقط واسم نظر میرفسته تازه خصوصی فک نکن حالاحالاها اسممو واست در میکنم!ماریا جون از پاچه خواریت خیلی حال وکردم.الی کوچولوجون اما سگ کیه؟من ازش خوشم نمیاد زیادی لنگو پاچشو نمایش میده دخمل عقده ای.من موندم این دخترا چرا فک میکنن اگه ماهالنگاشونو مشاهده کنیم خبریه بابا ما مردا هم داریم دلتون بسوزه...آرمین خواهش میکنم کاری نبود ما خر کی باشیم؟حالا دیگه دست به کیبورد بشینو نظر بفرستین.بازم میگم  دم همتون تنوری....

نوشته شده توسط مارتل گریان در 14:26 | | لینک به این مطلب
جمعه سیزدهم مهر 1386
ببینیدو قضاوت کنید

من دوست دارم داستان بنویسم!البته نه هر داستانی...بیشتر پرت وپلا می بافم که اونم بستگه به نظر شما داره(بابا پاچه خوار!!! )حالا با توجه به زندگانی عشقولانه ی یانگوم خودمون داستان زیر رو بخونینو واسم موشک برفستین:

پیشبینی ادامه زندگی بانو الیزابت سو یانگوم:

 تا اونجا که یانگوم و مین جانکو با هم فرار میکنن رو به اتفاق هم دیدیم حالا ادامه ی داستان:

یانگوم و مین جانکو میرن به سرزمین سرد مغولستان و اونجا چنگیز خان رو میبینن(اشتباه نکن منظورم چنگیزه کامرانی بود.بقیشو بخون تا دریافت کنی...)که برای خرید گاوهای نژاد مغولی(!)اومده بوده بعد با هم دعوا میکنن سراینکه کدومشون مشهورترند بعدش یانگوم و مین جانکو به چنگیز رشوه میدن تا واسشون اقامت موقت ایرانو بگیرهعوضش اون دوتا تو یه وجب خاک بازی کنن ولی وقتی میرسن ایران قیلمبرداری تموم شده و همه رفتن یانگوم ببینن!مین جانکو که حسابی ضایع شده بودطی یک اقدام شجاعانه شروع به اوباشی گری(نوعی از ورزش های رزمی)با چنگیز میکند ولی ای دل غافل چنگیز کمربند مشکی داره!!!!بعدش میرن پیش الیاس که واسشون یه کاری بکنه ولی الیاس میگه:من در آن واحد هم باید حواسم به رز باشه هم به دکی هم به اون لات بچه!سرم زیادی شلوغه.یانگوم پیشنهاد میده:بیا بریم یه کشور دیگه اینجا قدر مارو نمیدونن!مین جانکو هم میقبوله با هم میرن انگلیس پیش مرگ خوارها و با ولدی رفیق میشن و میرن تا هری رو بکشن بعد میفهمن والدین هری به دست ولدی کشته شدن.یانگوم  به یاد مامنو بابای خودش میافته و طرفدار هری میشه ولی مین جانکو حق رو به ولدمورت میده چون یه آدم جنگیه بعد یانگوم و مین جانکو به هم مبزنن(نومزدنگشونو.)میره با چو چانگ ازدواج میکنه یانگوم هم میره زن جرج میشه به این ترتیب همه به هم میرسن چه پایان خوشی(بابا متواضع)

من چن تا عکسم میذارم:(ببشخید اگه قدیمی ان)

Click to view full size image
دنی این دختره کیه؟؟؟همبازیته تو اکوس؟اه!

Click to view full size image
سیگار به تیریپت میخوره بلا

نوشته شده توسط مارتل گریان در 23:6 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386
اولین آپ درستو حسابی من

سلام...چطورمطورین؟من که هستم به ۲دلیل:۱.بابام بازم واسم کارت خریده۲.مرحله ی سخت بازیه محفل ققنوسو رد کردمو ضمنااولین داستانمو ورآپیدم که متنشو با رنگ سبز(چشای دن)نوشتم تا قابل تشخیص باشه... فقط به کسی برنخوره هاااا!

شما کدومو انتخاب میکنین؟(برای دخترها)

فرض کنید که شما یکی از آشناهای دن هستید مثلا دختر همسایه ش از بین این نامه ها کدومشو انتخاب میکنین؟

۱.نامه ی عاشقونه:

به نام آنکه به تناشا کردن چشمات معتادم کرد

دنی عشق من کجایی دلم واست تنگه تا کی شبا به امید اینکه صبح برگردی چشامو رو هم بذارم؟؟؟تا کی تو رو تو فقط رویا ببینم؟رویایی به شیرینی لبهات...(

آنکه تا ابد عاشقته(دختر شمسی خانوم)

۲نامه ی دوستانه:

به نام خدای مهربان و بخشنده:

دنی دوست مهربانم کم پیدایی پس کی بر میگردی؟من دلم واست تنگ شده...کی میای تا باهم بریم سینما فیلم هری پاتر۵روببینیم؟ناقلا شنیدم کتی رو بوسیدی(بازم )

آنکه همیشه دوست داره(پری دختردکتر پژوهان)

۳.نامه ی رسمی

بسمه تعالی

جناب آقای دنیل رادکلیف عزیز:

بدینوسیله اعلام میدارد بعد از بازگشت شما از سر فیلم برداری طرفداران شما برایتان جشنی بر پا نموده اند واقع در خیابان...(هوم مممم بدک نبود)

ارادتمند(مافلدا هاپرکرک) 

۴.نامه ی یک دشمن:

بی مقدمه و با اکراه سلام

دن تو خجالت نمی کشی توی این فیلمای مستهجن بازی می کنی؟!فک میکنی خیلی کله خری که لختو عور میری جلو مردم؟؟؟!!! زشته بابا این کارا رو جلو ملا عام نمی کنن دلمو آتیش زدی دیگه دوست ندارم

دوست دیروزو دشمن امروزت(نرگس خطر)

خالا خبر:جادوگر ماه نوامبر: هری پاتر(می دونستم!!!)

هری پاتر (۱۹۸۰ -    )

 

پسری که زنده ماند. تنها پسری که از طلسم آواداکاداورا،(طلسم مرگ) نجات پیدا کرد و تنها کسی که توانست لرد ولدمورت یا همان تام ریدل را شکست دهد. هری پاتر در سن ۱۷ سالگی تحت نظارت کینگزلی شکلبولت به عضویت سازمان تازه تجدید شده ی Auror درآمد تا اینکه در سال ۲۰۰۷، به عنوان رئیس این سازمان شود.

 دن و اما و شاهزاده ی دورگه و... در Movies.com

دنیل راد کلیف و اما واتسن در رای گیری Movies.com دو مقام بهترین مرد و بهترین زن را کسب کردند . همین طور فیلم هری پاتر و شاهزاده ی دورگه لقب " فیلمی که نمی توان انتظار آن را کشید "  را به دست آورد.

لازم به ذکر است که سایت همکارانمان ،  DanRadcliffe.co.uk  "بهترین سایت رسمی بازیگر مرد" شناخته شد . ( البته این سایت، سایت رسمی نیست ولی در بین طرفداران رایج است که آن را به دلیل جامع بودن و کامل بودن مطالب و دیگر قسمت های سایت، سایت رسمی دن بخوانند.)

همین طور سایت رسمی اما واتسن " بهترین سایت رسمی بازیگر زن" نام گرفت و  HarryPotter.com هم "بهترین سایت رسمی فیلم" شد.

می توانید دیگر برنده ها را در اینجا ببینید.

(اسنیچ دستت درد نکنه)

نوشته شده توسط مارتل گریان در 20:20 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هشتم مهر 1386
آپپپپپپپپپ
امروز یه دوستام یه مجله ی تمام هری پاتری واسم آورد اینقدر مطالب توپ داشت که دهنم واز موندیه عکس از هری جوووووووووووووون گذاشته بود که کف کردم(همون جا که تو وزارت خونه ولدمورت هری رو فرمانبرش می کنه)اگه پیداش کردم واسه شمام میزارمتازه یه عکس از گردنبند جان پیچ ولدی(مخفف ولدمورت)داشت وترجمه ی کامل قدیسان مرگ وخلاصه ای از۶کتاب قبلی واسه هری پاتر ندیده ها...

یه چیز دیگه یه مصاحبه از دنی دیدمو حال کردم به قول آرین:(دنیل گل چه کرده دنیل گل چه کرده همه رو دیوونه کرده)فقط بلد نیستم لینکش کنم وگرنه واستون میذاشتم

پی نوشت:بابام میگه عمرا اگه دیگه واست کارت اینترنت بخرم حالا من چه خاکی تو سرم بریزم؟

نوشته شده توسط مارتل گریان در 15:28 | | لینک به این مطلب
شنبه هفتم مهر 1386
یه چند تا اس ام اس باحال...
(نمیدونم کجا این دل اسیره   همینجور بگذره ترسم بمیره

نفهمیدند طبیبان درد من را  بگین یانگوم بیاد نبضم بگیره)

((اینو باید ساعت۱۲بفرستین:)از اونجا که شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه وطیفه خود دونستم بیدارت کنم آخه داشتی بالشو میخوردی!)

(آواز خوش کلاغ تفدیم تو باد   بوی پشکل الاغ تقدیم تو باد

گویند که لحظه ایست گوزیدن گاو  آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد!)

 

نوشته شده توسط مارتل گریان در 21:23 | | لینک به این مطلب
شنبه هفتم مهر 1386
حال کن...
لی یونگ آیی لازیکر نفش یانگوم+ آمیتا باچان بازیگر بالیوودی هفته ی آینده میان ایران احتمالا اصفهان هم میان(قابل توجه پرستوی عزیز)
نوشته شده توسط مارتل گریان در 20:57 | | لینک به این مطلب